دو ماه عاشقی تمام شد
دو ماه عزاداری برای کسی که با تمام وجود دوست داشتم
دو ماه عزاداری برای کسی که همه جا هوامو داشته
دو ماه عزاداری برای کسی که به من فهموند عشق و عاشقی چیه .....
دو ماه عزاداری برای کسی که زندگیمو زیر و زور کرد
ومن سحر که بی اعتماد به نفس و بی عزت نفس بودم دنیاشو ساختنی کرد
و از من یک آدم دیگر ساخت ....
و هر ثانیه و هر لحظه درکنارم بود
امسال با تمام سال ها متفاوت بود
یک شب من و نگار میخواستیم بریم هیئت دیر وقت بود
یکی ازهیئت های محل به اسم هیئت پیروان کربلا مداحش داشت میخوند اما هیئت بسته بود پشت هیئت نشستیم عزاداری هامون کردیم عالی بود
اربعین و عاشورا و تاسوعاهم که جای خودشون داشتن
دیشب یک اتفاق افتاد و ذهن من درگیره .....
و ممنونم از اربابم و از علمدار که توفیق عزاداری کردن بهم دادن دوسستون دارم
..
عزیزم
حاجت روا عزیز جان