تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا سلام الیها


۱۹ مطلب با موضوع «عارفانه» ثبت شده است

همیشه همیشه یکی هست هواتو داره 

نشانه هاش همیشه هست 

یه جوری میگه من هستم 

گاهی اگر صداش نکنی یه جوری حالتو میگیره که صداش کنی 

اگر تمام نیات زندگیت به عشق اون باشه برای رضای اون باشه برنده اید برنده 

بیشتر عاشق دل خاکیت 

بیشتر بیشتر مثل مامانامون هست دیدید که تا با عشق صداش میکنید دوست دارن جونشونو فدا کنند 

اون بالاتره خیلیی بالاتره 

میگن اگربترسی ازش مفهوم کلی تر بخاطرش گناه انجام ندی ناراحتش نکنی عاقبت بخیر شدید.

نمیدونم میگن جایگاهش قلب💕

ومیگن هرکی اون جا برای اون باشه برده 



تمام روانشناسان دنیا میگن برای رسیدن به قله موفقیت باید ایمان قلبی داشته باشی کنارت هستی اون موقع است به قله رسیدی 


اینجاست که به این میرسم 

طوری زندگی کن 

که عاشقت بشه

اگر عاشقت بشه 

خریدار دلت 


این حاضر غایب همه همه جاهست اما فقط باچشم نمیبینی چون فاصله بین مون یه تار مو هست


داشتم کتاب بنویس که اتفاق بیافتد رو میخوندم که به فصل نامه ای برای خدا بنویسید رسیدم خیلی جالبه تمام روانشناسا ازش میگن ، ولی منه بچه مسلمون بچه شیعه گاهی اوقات یادم میره اصلا هست تا نامه براش بنویسم ......

واقعا امیدوارم یک لحظه به حال خودمون رهامون نکنه


شده یه زمانایی خواب ارامی باشی و یه‌صدایی در درونت تو را بیدار کند 

خسته باشی ارام ولی در دلت بی قرار باشی پر تلاطم 

نمی دانی به دنبال گمشده باشی یا گمشده کسی باشی 

نمی دانی به دنبال یوسف باشی یا خود یوسف کسی باشی 

خوابی اما کسی بیدار باشد و نامت را صدا بزند و باصدای او از خواب بیدار باشی اما خود ندانی کیست ؟ او کیست که تو را اینگونه صدا زد و تو را اینگونه از خواب بیدار کرد 

چشمانت گاه گاهی به دنبالش است و ندانی کجای این شهر نه جهانت به دنبالش باشی ؟

یا ایا او هم به دنبالت است ؟

خسته باشی خسته ولی کسی نداند خسته ای خسته، جز خدایت 

نمیدانی در خواب هایت رویا میبینی یا کابوس شبانه 

نمیدانی بی قرار کسی هستی یا اوبی قرارت 

نمی دانی ایا درست گفته اند دل به دل راه داره 

ای کاش یوسف هیچ گاه از کنعان دور نمیشد که شاید بیاید یا نیاید که غم نبودنش را بخوریم 

خداوندا نمیدانی ایا با صدای تو بیدار شدم یا کسی دیگری نامم راصدا زد 

مانده ام ....

مانده ام به دنبالش باشم شاید ایا او منتظرم هست ایا او هم همانند من بی قرارست 

یا خیر 

ایا او هم هست

نمی دانی او کیست ؟




یه جاهایی واقعا خسته میشی میخوای رها باشی یهه جوره دیگه زندگی کنی یه شکل دیگه 

منتظری ، منتظری که سمت کسی یا جایی ندایی بهت برسه 

یا علی بشی حرکت کنی 

اما یه جمله معروف هست که میگه از تو حرکت از خدا برکت 

اما موندی از کجا اول راهت باشه 

یه زمانی به دختر که بقول خودمون بوی فرند داشتن حسادت می کردم میگفتم خوشبحالشون عشق بازی رو بلند عاشق شدن رو بلدن 

اما من چی نمی تونم به کسی که دوستش دارم حرف بزنم سو تفاهم نشه ها منظورم خدا بود 

خلاصه یا گاهی اوقات همون ادما رو میدم تا صبح بیدار بودن رو بلدن ما چی بشه نماز صبح قضا نشه تازه اون فصل پاییزه و گرنه الله اعلم 

گاهی اوقات باید خدا عاشقت بشه 

وقتی امروز قران رو میخوندم نوشته شده بود بگذر تا قلبت صاف زلال بشه 

ادما دو دستند یکی کار نیک میکنه که ما کنارش هستیم  ویکی کار بد میکنه از چشم ما دوره 

رستگاران عالمند همان حزب خدا هستند حزب شیطا همان زیان کاران 

این میشه که میشه زبان عاشق شدن رو بلد میشی 

رسم عاشقی یعنی دوست داشتن از تمام قلبت هر چی اون بخواد تو هم راضی بشی به رضایتش 

یعنی جونت فداش کردن 

درمقابل حرف ها تنه ها حدیث مقاوم باشی تا ته ته خطش بری بگی من حاضرم تا ته تهش برم به رسم عاشقی 

یادش بخیر معلم اول دبیرستانمون سرکلاس از عشق عاشقی و دوست داشتن برامون شعر گفت شعر از حافظ سعدی مولانا بود

یهوو یکی از دوستام که فقط فازش عشق عاشقی دوست داشتن بود گفت ببخشید یه ذره از این شعراتون بگید ما هم یادداشت کنیم ازش استفاده کنیم 

معلمون با اعصبانیت تمتم داد زد تو از عشق عاشقی چی میدونی که این شکلی حرف میزمی اره هیچی نمی دونیم 

عجب روزی بود امروز از اضطراب چند روز پیش خواب مادرم تا ارامشی که امشب برام تحقق پیوست 

هیچ هیچ در این دنیا همین شکلی اتفاق نمی افته 

خدایا ازت میخوام که رسم عاشقی رو به جا بیاورم ودر این دنیا واخرت روسفید باشم 





زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟


گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟


شهادت امام هشتم بر شما دوستان عزیز تسلیت باد


کناربسترجانماز و تسبیحم
دوباره خیسی چشم وبه توبه تسلیمم

دوباره حال غریب و هوا هوای سحر
نوای هق هق خسته میان اشک بصر

دوباره سجده به تربت دوباره اشک نیاز
من وهوای خدادر قنوت سبز نماز

درون سجده های پرگداز پرتکرار
نفس نفس زدنای عمیق پر اصرار


تورا دوباره طلب کردم از خدای سما
خداکند که بیایی به التماس و دعا

خدا کند که ببینم دوباره روی تورا
قسم به حرمت عشقت فقط دوباره بیا

#نام شعر:هوای سحر
#شاعر:عطیه نادریان



شعر دوست داشتنی رفیق ازشخصیت بنده


گاهی دلم میگیرد و در خود فرو میرم 

چادر به سر میگیرم و تا خط خون میرم 


همدم نمیابم به جز گلزار سرداران

قدری کنارهمت و آوینی وچمران


من درکنارخانه ی سردار گمنامم 

آغشته از دردم ولی آرام آرامم


اینجابه روی سنگ قبرت آب می پاشم

قدری به یادکربلا با بغض میبارم 


جزقاب عکس خاکی ات مرهم نمی یابم

حسی به من ملحق شده ازحرم چشمانت


سربند یا زهرای توآرام قلبم شد 

نامت به وقت دل پریشانی قرارم شد


صاحب نداردحال بی سامانم اما چندسالی هست 

حس نگاه حضرت مهدی پناهم هست 


شبهای جمعه حالم از عالم جدا است

گلزارسرداران برایم حس ناب است


ابراهیم هادی برایت گفته هادارم 

من درکنار مقبرت حال خدا دارم 


آقای خوب من ببین تنهای تنهایم 

باچادرم همدم برای قلب زهرایم 


#نام شعر:قرا بی قرار من

#شاعر:عطیه نادریان



🌸سحر بیست و دوم 


✍ سحر بیست و دوم... اولین سحر بدون علی است.  

و قلب زمین، برای هضم نداشتَنَش، در انقباضی سخت، درگیر شده است. 


❄️دیروز...آئینه ی خدا روی زمین، ترک خورده است...

و دیگر هیــچ کس نیست، که  چهره کاملی از خدا را، برایمان رونمایی کند. 


❄️زمیــن؛ بی علی، فقیرترین مخلوق خداست.  

بیچاره زمیـ🌎ــن!  

من مانده ام، دردهای عظیمی را که به خود دیده است...چگونه او را از گردش روزمره اش، باز نداشته است؟ 


✨همه درد زمین یک سو... 

     فــراقِ علــی... یک سو... 

و انتظار هزار ساله پسر علی، از سوی دیگر، سرگیجه به جانش انداخته است.

و من... در این درد زمین، همیشه،  با او شریک بوده ام. 


❄️آخرین لیلةالقدر در پیش است.

و من،  برای تسکین همه دردهای اهل  زمین، قنـــوت می گیرم.

اما... 

 عظیم ترین غصه اش، همان آینه ترک خورده ایست، که باید ترمیم شود.


❄️تا زمیــن، "پسر علی" را رو نکند. 

هیچ آینه ای، توان ترسیم چهره خدا را، نخواهد داشت.  


❄️باید برای عظیم ترین درد اهل زمین، دعا کنیم.

برای ثروتـی که داریــم، اما دستمان به او نمی رسد.


❄️باید تقدیرات زمین را، با دستان رو به آسمانمان عوض کنیم.

زمین، با پسر علی، دیگر فقیرترین مخلوق خدا، نخواهد بود!

💠برای غربت پسر علی، دعا کنیم.... 


هیچ اتفاقی در این دنیا اتفاقی نیست 

گاهی اوقات قسمتت میشه یهویی حرم امام رضا 

گاهی اوقات یهوویی اربعین کربلا 

گاهی اوقات گلزار شهدا 

گاهی اوقات دیدار خانواده شهدا 

و .....

همیشه در این فکری که چی شد قسمتم شد 

دیروز برای من و دوستانم همین اتفاقات یهووی افتاد

از خبر دادن و قرار گذاشتن باهم تا اتفاق شیرین برای دوستمون


معراج شهدا

 معراج شهدا جایگاه شهدای تازه تفحص شده 

معراج شهدا یه جای دنج برای خالی شدن پرواز کردن 

معراج شهدا یه جایی که میفهمی شهادت یعنی چه

معراج شهدا میزبان شهدای دست بسته ای بود که حامل پیام هایی بودند

معراج شهدا میزبان شهید دفاع مقدسی بود که پس از 31 سال بدنشون پیدا میشه

معراج شهدای دیروز حال وهوای عاشقانه ای داشت حالی که هر جایی نمیتوان یافت


 



مابه میهمانی آمده‌ایم...

ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.

سفره‌ای که به وسعت بخشندگی خداست پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگیم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشیم.

میگن میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از این که دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هاشه و نعمتهاشو براشون تمام و کمال سر سفره میاره.

تا که باشیم و چه باشیم و...

«  گــــر گـــدا کاهل بُوَد   ***   تقصیر صاحبخانه چیست؟ »

رمضان یک تحولِ ، تحولی از خویش به او ، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشون و پیداشون کنیم واژه ی اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم.

به مرحمت خدا در روزها و شبهای رمضان، وزنه های سربی معصیت و دنیاخواهی که زمین گیرمان کرده و حس پرواز در ملکوت خدا را از ما گرفته باز میشه، ولی مشکل اینجاست که بعضی از ما پرواز کردن را فراموش کرده‌ایم، ولی نباید نا امید بود،

چون خودش گفته هر که هستی و هرچه هستی منم که از مادر بهت نزدیکترم و مادر هرچه هم که فرزندش اذیتش کنه محبتش نسبت بهش کم نمیشه...

وقتی در ازل به ندای « أَلَسْتَ »، « قَالُواْ بَلَى» گفتیم و قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید.

و خدایا:

« لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ »

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی  بخشنده ی بی عوض و منت...



گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود



۱ ۲

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .


دنبال کنندگان بیانی