عمار رهبرم

یا زهرا

عمار رهبرم

یا زهرا

عمار رهبرم

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «محجبه ها فرشته اند» ثبت شده است

نهال اسلام در زمانی جوانه زد که مردمان زمانش،
جاهلانه ارزشی برای زن و دختر قائل نبودند؛

همان زنانی که وجودشان مقدمه پدیدآیی مردان بود.
در این زمانه دشوار فرهنگی، یکی از اهداف اساسی رسالت پیامبر اعظم(ص)، ت
غییر پندارهای نادرست و توجه دادن همگان به جایگاه والای زنان و دختران در جامعه بود.

این تلاش فرهنگی، پس از چند سال به بار نشست
و با تولد دختری بهشتی که خداوند به پیامبر هدیه داده بود، به اوج رسید.
دختری که از مردان بسیاری گوی سبقت در فضیلت و کمال ربود و لقبی جاودانه یافت:
«برترین زن هستی».

از برکت این کوثر الهی و به مدد الگوگیری از آن حضرت،
نگاه جامعه اسلامی به زنان و دختران اصلاح شد و پس از آن،
دختران دیگری یکی پس از دیگری جاده تکامل و تعالی را سپری کردند

و فاطمه ­گونه، پای در مسیر عصمت و پاکی نهادند که یکی از آن مهتران،
فاطمه معصومه (س) دختر پاک‌نهاد امام هفتم و خواهر محبوب امام رضا‌(ع) است
که به یمن قدومش، «روز ملی دختران» در ایران اسلامی بسان ستاره­ای در آسمان،
در تقویم ملی درخشیدن گرفت.

این روز فرخنده و زیبا بر دختران سرزمین لاله ها و شقایق های
سرخ عشق و ایمان مبارک باد



عمار رهبرم


ــفــنـــگ را در دستم میگیرم. با دستمال گرد وخاک رویش را تمیز میکنم.خشابش را چک میکنم و رو به دشمنی که کلیومتر ها آنطرف ایستاده نشانه میگیرم و زیر لب « بسم اللهی» میگویم.

شاید دست هایم توان شلیک و گلوله را ندارد!

شاید طاقت دیدنِ زخمی ها را نداشته باشم!


نمیدانم میتوانم هدف را درست نشانه بگیرم؟

نمیدانم میتوانم به گرد و خاک روی لباسم حساس نباشم؟


نمیدانم میتوانم شب های سخت عملیات را طاقت  بیاورم؟


نمیدانم تحملش را دارم اگر یکی از همرزم هایم جلوی چشمانم شهید شود؟


نمیدانم تحمل در دست گرفتنِ تفنگی  را دارم؟


اگر زخمی شدم چقدر فرصت لازم است تا سرپا شوم و به خط برگردم؟!


چطور رضایت  پدر و مادرم را بگیرم؟!

کجا برای سربازی اسم نویسی کنم؟؟؟

نمیدانم جواب سوال هایم را پیدا میکنم یا نه ؛ ولی فقط برای -لحظه ای- آرزو میکنم «پــسـر» بودم. آنوقت به سربازی میرفتم،تمام آنچه باید می آموختم و بعد از آموزش به ســوریـه میرفتم!

ولی نـــه. نمیخواهم [عـَبــاس] باشم....


من دخـــتــَرم.
مــن دخــْــتَــر این سرزمینم.نه روحیه ی جنگجویی دارم،نه از دختر بودنم ناراضی... با اینکه دفاع از حــَـــــَـــرَم را دوست دارم اما،نمیتوانم در میدان جنگ دوام بیاورم!


من ~کــــــــــنیز~ اش میشوم


همانی هستم که گاهی درخیالاتِ خودم با آن لباس رزمِ دوست داشتنی در میدان جنگ ایستاده ام و نه با صدای بلندِ مردانه ای؛ بلکه آرام زمزمه کنم: لــب‍ــیـک یــ‍ٰـا زینــب.


و در اصل خودم را میبینم با  چادری سیاه تر از شب که ابهتش چشم مردم دنیا را کور کرده.صدایی که در دل؛ نامِ بانو را فریاد میزند.
خودم را میانِ - آیة الکرسی- های بعد از نماز و سلامتی برای عباس های بانو میبینم.

اگر نامش اینست.پس آرزویم کنیزیِ بانوست....

و ....
گاهی کنیز شدن سخت تر است تاعباس شدن!

عمار رهبرم



جانت راکه بدهی در راه خدا
.
"شهید " می نامند تو را ...
.
به گمانم اگر روحت را هم بدهی شاید...!
.
و من احساس میکنم
.
اینجا و در این سرزمین
.
دختران زیادی هستند که هرروز ،
.
پشتِ سنگر ِسیاه ِساده ی سنگینِ خود
.
دفاع می کنند از نجابتشان
.
و هر لحظه شهید می شوند انگار !
.
پس "شهید زنده" حواست به حجابت باشد...
عمار رهبرم


سلامتی دخترایی که نمیتونن مدافع باشن و برن جنگ
ایها الداعش
سپاه و بسیج و حزب الله را فاکتور بگیر
حواست به من باشد
دختر شیعه زاده ای هستم که
شهادت را ازمادرم زهرا به ارث دارم
و صبوری را ازعمه زینب
و شجاعت را ازدخترکی 3ساله...

من سلاح هایی دارم که بااسمش جانت به لرزه می افتد

چــــادرمــــــ
سربنــــد یافاطـــمه
دلگرمـــــی به ســقا
فرمـــان ســیــدعلـــــی

حواست باشد....
گرنگاه چپ کنی سمت حرم
جانت را با خونت میخرم


کلنـــــا عباسکـــــ یا زینبــــ‌♡

عمار رهبرم