عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

مشخصات بلاگ
عمار رهبرم

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۲:۰۵ - جناب قدح
    سلام
  • ۲۰ شهریور ۹۷، ۰۰:۰۱ - حوا بانو
    تسلیت

۲۲ مطلب با موضوع «ذکر اهل بیت» ثبت شده است

یادش بخیرسال ۹۱ سفر اول به کربلا

شاید اون سال حاجتم چیز دیگری بود

اما وقتی چشمانم به بین الحرمین افتاد دیگر ان جا بود که مفهوم عشق را فهمیدم

فهمیدم عشق چیست 

و عاشق کیست 

هرگاه کسی درباره عشق و عاشقی حرف میزد ، برایش دعا میکرد که به عشقش برسد 

اری با شما بود که مفهوم عشق رافهمیدم ، فهمیدم که اسان ببخشم ، فهمیدم عاشق واقعی کسی است که هر انچه محبوب دل هایش بخواهد او هم بخواهد 

نمیدانم چه برسرم امد 

اما خوب میدانم که هر کجای این جهان نام شما بر زبان امد به سویش روانه شدم 

میدانم انقدر دوستتان دارم که با پای پیاده به سویتان روانه شدن سعادتی بیش نیست 

سال گذشته اربعین بوسیدن ضریحتان ارامشی بر قلبم جاری ساخت ومطمئن بودم هر لحظه هر کجا در کنار من هستید و من را تنها نخواهید گذاشت.

اری شدید محبوب دل ها 

‌   ‌                                    محبوب دل ها میلادتون مبارک 

 

  • عمار رهبرم

نمیدونم تا حالا چند بار شده دلتون بشکنه نتونید جلوی اشکتونو بگیرید 

دنباله یه جای دنج که بشینید گریه کنید سبک بشید

نمیدونم تا بحال براتون اتفاق افتاده یا نه ؟

اون موقع است دنباله یه نفر میگردید که جلوی اشکتونو بگیره یه نفر که بگه من هستم 

دنبال یه جایی که توباشی گریه کنی حالت خوب بشه برگردی بخونه 

توی این چند مدت هیچ هیچ چیز نتونسته ارومم کنه جز شنیدن نامت ارباب 

وقتی شب جمعه ،غروب افتاب باشه با دوستات بری گلزار شهدا بری قطعه سرداران بی پلاک زیارت عاشورا وبعد روضه ارباب رو برات بخونن اونجاست که میگن

دل شکسته خیلی خریدارداره ...

مثل همیشه هیچیز نمیتونه ارومم کنه جز شنیدن نامت حسین 

بقول رفقا 

مرسی که هستی 

  • عمار رهبرم

آقا بیا دارد زمان آمدنت دیر میشود 

در انتهای جمعه های بی تودلم پیر میشود


دلگیری عصرهرجمعه جانم راگرفت 

آقابیا ازجمعه های بی تودلم سیر میشود


این عصر و این غریبی و این بی تابی دلم 

این قطره های اشکی که برگونه زنجیر میشود


گویا کسی دلش گرفته از غریبی زمان 

آقاببخش این جمعه هم نیامدنت تقدیر میشود


برای دلگیری دلم این شعر چاره شد 

بازهم نیامدنت در غزل تفسیر میشود  


اقابیا دارد زمان آمدنت دیر میشود

درعصر جمعه های بی تو قلم گیر میشود


نام شعر:جمعه های بی تو

شاعر:عطیه نادریان


  • عمار رهبرم

برای رفتن از دنیا فقط یک توشه میخواهم 

از گوشه گوشه ی دنیافقط شش گوشه میخواهم


نگاهم کن کمی آقا که من لبریز از دردم 

شبیه فصل پاییزم خزان را دیده و زردم


مرادریاب اربابم که من لبریز احساسم 

تامل میکنم هرشب میان صحن عباسم


دلم تنگِ حرم گشته کمی آشفته احوالم 

و من جا مانده ای هستم که از این دردمینالم


قبولم کن که من زائر به دشت کربلا باشم  

پیاده اربعین آقا به صحن با صفا باشم 


تصور میکنم امشب که من ازخود جدا هستم 

 کنارصحن عباس وحسین خون خداهستم 


سلامی از ره دورو سلامی بادلی پرخون 

تولیلای منی آقا منم یک شاعر مجنون 


#نام شعر:شش گوشه

#شاعر:عطیه نادریان


  • عمار رهبرم

به آن شبی رسیدیم که باید چراغ ها خاموش شوند تا بی عرضه ها و بی وجود ها، خسته ها و از نفس افتاده ها، شبانه فرار کنند و میدان بماند و اهلش!

حسین بماند و یارانش! 

حجت خدا بماند و مردان خدا!

تا آنجا که امام جایگاه آنها را در بهشت برین از بین دو انگشتش نشان دهد! 

چه سخت امتحانیست، برای دنیا زدگان!

و چه احلی من العسل ایست در کام مجاهدین! 

و اما عاشورا!

شب قدر انقلابیون! 

بی وجود ها، باید بروند! 

کارزار انقلاب جای آنها نیست!


اینجا عباس و قاسم و اکبر میخواهد! 

#همدانی و بیضایی و صدر زاده میخواهد!

اینجا #محسن_حججی میخواهد! 

امشب مقدر خواهد شد که چه کسانی به بهانه اهل و عیال،حجت خدا را تنها خواهند گذاشت و به امید زود برگشتن، هرگز برنمیگردند! 

و چه کسانی تن به دریای شمشیر میدهند ولی زیر بار  ذلت،،هرگز!


امشب مشخص خواهد شد که چه کسانی، جاودانان تاریخ اند و چه کسانی مدفون در زباله دان تاریخ! 

و چه زشت است، بعد از حسین زنده ماندن! 

#مکن_ای_صبح_طلوع


  • عمار رهبرم

حیف است که از عشق تو یک توشه نگیریم

حیف است که ما دامن شش گوشه نگیریم

خوب است که ما مثل تو ارباب بمیریم

حیف است از این قافله ره توشه نگیریم

زشت است از این قافله با فاصله رفتن

از خیمۀ سلطان کَرَم گوشه نگیریم

اینجاست که دل کاسۀ صبرش بسر آید

حیف است ز گیسوی تو یک خوشه نگیریم

خواهیم اگر بر تو شویم آینه، بایست

از بار گنه بر دل خود پوشه نگیریم

دست من و دامان تو یا قاضی الحاجات

ای کاش که در خیمه کنم با تو ملاقات

امسال مُرید علی اکبر شَوَم‌ای کاش

من نذر گلوی علی اصغر شوم‌ای کاش

از جان و جهان یکسره خواهم بگریزم

جزو سپه ساقی لشگر شوم‌ای کاش

با قاسم و عبداللهِ تو گَعده بگیرم

من در بدر آل پیمبر شوم‌ای کاش

مانند غلامِ سیَهَت بر سرِ دستت

من هم به دعای تو منور شوم‌ای کاش

نان و نمک سفرة تو باد حلالم

من ریزه خور خوان تو دلبر شوم‌ای کاش

هر لحظه به یا لَیتَنی این شعر بخوانم

با اهل حرم عهد کنم با تو بمانم

  • عمار رهبرم

عاقبت بادل خون راهی مشهد شده ام

من که لب ریز از این گریه بی حدشده ام


بادلی شکسته و حال خراب آمده ام 

 خسته وغم زده باگریه ناب آمده ام 


آمدم گوشه صحنت که نگاهم بکنی 

یارضا گویم و تو نظربه حالم بکنی


آمدم پیش خودت بلکه شکایت بکنم 

ازغریبی خودم  سخت حکایت بکنم


آمدم ضامن من شی و دلم خوب شود 

بلکه از محنت و غم کم شه ومطلوب شود 


حال و احوال گدایت به خدا جالب نیست 

پای من جزحرمت نیمه شب راقب نیست 


آمدم تذکره کرب و بلا را بدهی 

اذن دیدارضریح باصفارابدهی


بادلی پراز غریبی و گناه آمده ام 

تونگاه کن به دلم گرچه سیاه آمده ام


#نام شعر:یا رضا

#شاعر:عطیه نادریان

  • عمار رهبرم



همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

قبولم کن ... من آداب زیارت را نمی‌دانم !


نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم


نگاهم روبروی تو بلاتکلیف می‌ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم


تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم


اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:

که من یک شاعر درباری‌ام ؛ مداح سلطانم...

 


  • عمار رهبرم



#یاشاهزاده_علی_اصغر


او که در شش ماهگی باب الحوائج میشود

گر رسد سن عمو حتما قیامت میکند


#من_دخیلم_رابه_دست_کوچکت_میبندم

#میلاد_میوه_دل_حضرت_رباب_مبارکباد

  • عمار رهبرم


 مثل هر بار برای تو نوشتم:


دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی!

دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟


تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:

که چرا هیچ نگویند

مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟

و عجیب است

که پس از قرن و هزاره

هنوزم که هنوز است

دو چشمش به راه است

و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است

که گویند

به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!

و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

 
=-=-=

جواب امام زمان:
  • عمار رهبرم