عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

عمار رهبرم

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۲:۰۵ - جناب قدح
    سلام
  • ۲۰ شهریور ۹۷، ۰۰:۰۱ - حوا بانو
    تسلیت

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است


این چند مدت  کارم شده درباره شهدای مدافع حرم تحقیق کنم
شهدایی که این چند مدت برای حرم حضرت بی بی زینب دفاع می کنن
در این بین شهدایی هم دیده می شوند که  گمنامند ولی فرمانده هان بزرگی هستن
شهدایی که از مرز جمهوری اسلامی ایران دفاع می کنن
روز پنج شنبه بود که تلویزیون اعلام کرد سه تن از مرزبانان کشورمون در مبارزه با تروریست ها به شهادت رسیدن
در زمان کودکی یادم میاد که پدر ومادرم خیلی برای مرزبانان دعا می کردند
الان تازه میفهم که  چرا پدر ومادرم برای مرزبانان دعا می کردن
واقعا هرکجا و هرجا هستن ان شاالله خدا پشت وپناهشون باشد و امام زمان یاری ایشان کند
واما در این بین فرمانده جواد نمونه ای از فرماندهانی بود که سال ها دنبالش می گشتم
فرمانده هم از جنبه اخلاقی هم از جنبه احترام به پدر ومادرش و هم اینکه بگمه فلان جاست سر از یه منطقه جنگی دربیاره
وازهمه مهم تر تعریفش از جامعه ارمانی اینکه دیدار حضرت ولیعصر شهادت در رکاب امام زان
یه جورایی شبیه هم مستیم
اونجایی که میگیم فلان جاییم از یه جای دیگه سر در میاریم
و تعریفمون از شهادت و جامعه ارمانی
فرمانده جواد دقیقا همون شخیصیتی بود که خیلی دنبالش می گشتم
از اون ت یپادمایی که قصدش فقط در جامعه اسلامی صلح بشه
و براش اصل فرقی نداره از مرز کشورش دفاع کنه یا دفاع از حرم بی بی زینب
فقط قصدش رضایت خداست وجهاد در راه خدا
بله دقیقا کسی که برای جهاد ورضای خدا جهاد میکنه براش مهم نیست کجا باشه و در کجا کار کنه
ودر اخر اجرشو می بینه

 



عمار رهبرم

مولای من ....
.

عَکسـَت را هَر روز مُرور میکُنم ...
.

تا نَکُند یـادم برود برای لبـخند چه کسی می جنگم ...
.

به عکسـت زل می زنم و نگاهم در نِگاهت گِره می خُورَد
.

انگار تمام دل خوشی ام تو هستی ...
.

و در این هیاهوی دنیا و در هوای هوس گاهی یادمان میرود

مولایمان سیـِد علی را ...

عمار رهبرم

گرفته حال دلم در هوای مادر زهرا
دو دیده ام شده باران برای مادر زهرا

هر آنچه دختر پاک و هر آنچه مادر خوب است
فدای مادر زینب ، فدای مادر زهرا

کریمه ی قم و حتی کریم شهر مدینه
کرم کنند به عالم به جای مادر زهرا

من آمدم که خدیجه دوباره واسطه باشد
میان عبد سیاه و خدای مادر زهرا

شبیه طفل یتیمی که غرق گریه ی خویش است
دلم شکسته به بزم عزای مادر زهرا

قسم به چادر خاکی که من پناه ندارم
به جز عبای پیمبر ، عبای مادر زهرا

عمار رهبرم



جانت راکه بدهی در راه خدا
.
"شهید " می نامند تو را ...
.
به گمانم اگر روحت را هم بدهی شاید...!
.
و من احساس میکنم
.
اینجا و در این سرزمین
.
دختران زیادی هستند که هرروز ،
.
پشتِ سنگر ِسیاه ِساده ی سنگینِ خود
.
دفاع می کنند از نجابتشان
.
و هر لحظه شهید می شوند انگار !
.
پس "شهید زنده" حواست به حجابت باشد...
عمار رهبرم

اقا حبیب از اون دسته جوونایی که از کنارش وقتی رد بشی بوی شهادت را حس می کنی

واقعا بعضی از جوونای این سرزمینکه بوی شهادت چهره شهادت وکاراشون اعمالشون صحبتاشون می فهمی در اخر اخر شهید می شوند

هفته پیش سر مزار شهید عقیل بختیاری که سالگرد ایشون بود با خودم گفتم مگه همچین جوونایی هنوز هم مستن

تا اینکه  سر مزار شهید صیاد بود یه جوونی که بوی شهادت میداد یه جوونی که باشهدای قطعه پنجاه بیست هفت  هیچ تفاوتی نداره اولش زیاد اعتنا نکردم مثل خیلیای دیگه سر مزار شهید صیاد فاتحمو خونمو رفتم

اما یهو دوستم گفت: شناختی

گفتم :نه ولی عین شهدای مدافع حرم بود هیچ تفاوتی نداشت

گفت : حبیب عبدالهی بود

بعد شروع کرد درباره ایشون صحبت کردن

ودر اخر دوستم گفت : این ادم ته تهش شهید میشه بهت قول میدم

 اره دقیقا بعضی اوقات خیلی ادما هستن که از کنار مارد میشن ولی مانمیشناسیمشون

ودر اخر وقتی در بین ما نباشن اونوقت که حصرت نبودن کنارشونو میخوریم

اقا حبیب از اون دسته ادما ست




عمار رهبرم

ما به میهمانی آمده‌ایم...

ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.

سفره‌ای که به وسعت بخشندگی خداست پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگیم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشیم.

میگن میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از این که دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هاشه و نعمتهاشو براشون تمام و کمال سر سفره میاره.

تا که باشیم و چه باشیم و...

«  گــــر گـــدا کاهل بُوَد   ***   تقصیر صاحبخانه چیست؟ »

رمضان یک تحولِ ، تحولی از خویش به او ، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشون و پیداشون کنیم واژه ی اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم.

به مرحمت خدا در روزها و شبهای رمضان، وزنه های سربی معصیت و دنیاخواهی که زمین گیرمان کرده و حس پرواز در ملکوت خدا را از ما گرفته باز میشه، ولی مشکل اینجاست که بعضی از ما پرواز کردن را فراموش کرده‌ایم، ولی نباید نا امید بود،

چون خودش گفته هر که هستی و هرچه هستی منم که از مادر بهت نزدیکترم و مادر هرچه هم که فرزندش اذیتش کنه محبتش نسبت بهش کم نمیشه...

وقتی در ازل به ندای « أَلَسْتَ »، « قَالُواْ بَلَى» گفتیم و قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید.

و خدایا:

« لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ »

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی  بخشنده ی بی عوض و منت...

عمار رهبرم



ای رهبر آزاده و نستوه بر عهد خود استاده ایم چون کوه
باشد الهی عمرتان چون نوح
تو یادگار جبهه های عشق و ایثاری
بر انقلاب و نهضت ما تو علمداری
با معرفت یار توایم مشتاق دیدار توایم در فتنه عمار توایم
ما یاورت هستیم خاک درت هستیم
«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»
ای نائب المهدی گل زهرا دشمنت شدیم بر دشمنت مولا
فصل الخطاب است گفته ات آقا
روز نه دی بهر ما روز بصیرت شد
تجدید میثاق یه امت با ولایت شد
بر جان و ما ولی با دیدنت دل منجلی آقای ما سیدعلی
بر دشمنت لعنت بر یاورت رحمت
«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»
سیمای تو عشق جوانان است جانت به والله جان ایران است
عطر تنت بوی شهیدان است
از ظلمت شب سوی تو ماه خراسانی
پر می زنیم و می شویم آیات قرآنی
با خنده ات محشر کنی آقا اگر لب تر کنی گر تو هوای سر کنی
خنجر به این حنجر من می زنم رهبر

«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»



عمار رهبرم