یاده دیالوگ رهی توی فیلم مهر مادری افتادم
که میگه
راست میگن که سیاست پدر ومادر ندارد
واقعا همینه
زمانی که روحانی رئیس جمهور شد اصلا روش حساب باز نگرده بودم
کاری به کارش نداشتم انگار نه انگار هست
چشمم و زبانم به رهبری بود
هر چی رهبری میگفتن
سخنان رهبری در هر زمان تحلیل میکردم.
و انصافا در ۹۰ درصد مواقع پیروز میدون بودم.
زمانی که شهید رئیسی رئیس جمهور شدن دل آروم تر بودم
خیالم راحت بود.
بیشتر حرکت میکردم.
اما وقتی شهید شد ترسم نگرانیم بیشتر شد
از همه چیز
چون علی زمانه تنها شد.
وقتی پزشکیان رئیس جمهورشد
از بی بصیرتی
متوجه شدم ما آدم میان رو نداریم
ما آدم مثل شهید رجایی شهید بهشتی مثل شهید حاج قاسم نداریم
و دلگیرم از حاج قاسم که چرا حداقل ۲۰ و یا ۳۰ نفر شبیه خودش تربیت نکردن .
الان که میبینم کلا متوجه شدم
اکثر آدما دنبال اینن که دیگران کاری براشون کنن
چشم و دست و پاهاشون
اما تا بحال فکر نکردن که سهم من توی این مملکت چیه ؟
دیشب توییتر نگاه میکرد
اسرائیل فارسی پیام گذاشته نتاهیو گفته بعد از لبنان ایران و ایران را آزاد خواهیم کرد
دنبال راست و دروغ نیستم
دنبال چی شد که این شکلی شد نیستم
دنبال یه چیزم
آماده باشیم
آماده باش کامل سهم خودمونو بسنجیم
دیروز یه دختر کلاس ۶ ابتدایی که همیشه به ما سر میزنه
اومد پیشم
گفت خاله خاله یه خبر خوش
این آخوند رو زدن
منم گفتم یعنی چی ؟
گفت خاله یه عالمه این چادریادیشب توی میدون گریه میکردن اینقدر خوشحال بودم
گفتم پس منی که چادریم بدم گفت نه تو نه
بقیه
گفتم اونام مثل منن گفت نه من میام پیشت لذتمیبرم باهات حرف میزنم امابقیه نه
گفتم ببین دوست داری مثل غزه افغانستان بشیم
که این بلاها سرمون بیاد
وقتی یه افغانی میاد میگیم اه اینا اومدن اینا مملکتمون چکار میکنن
میخوای مثل غزه اشکامون دربیاد هر روز جنگ باشه
گفت نه
گفت آخه دوستام میگن
گفتم ببین این راه بی راه است
رهاش کن
اشتباه میری
باشه
گفت خاله بچه که بودم گریه میکردم چادر میخوام اما الان نه
یاده گذشته کردم
خواهرم سرکار قبلیم
حرفش با حرفه این دختر یکی بود
گفت سحر ببین یه پسر مذهبی چه جوری با یه دختر راحت حرف میزنه باهم بیرون میرن پیتزا می خورن تازه هرموقع تنهان ازبالا بوی حموم میاد ، یا اینکه دختره جلوی پسره روسریشو درمیاره هیچی نمیگیه تازه میگه زنم به هیچ کس مربوط نیست یا ببین جلوی همه به خاطر دختره وایساده
سحر ببین به تو که میخواست سی دی فتوشاپ بده تا به شاگرداش یاد بدی نداد
اما به دختره سر تایم کاری میزاره بره بالا درس بخونه ،امتحان بده ، باهم توی یه بشقاب غذا میخورن تازه سرتایم کاری سی دی و فیلم میبینه سرفیس هم بهش داده ببره خونه به تو یه لپ تاپ نمیده سحر نگاه کن دختره تایم کاری می تونه با پسره بره بیرون ببین برای همه یه شاخه گل خرید برای یه دختره چه شدسته گل بزرگ خرید تازه دختره ببین هرحرفی بزنه هممونه اماتو چی ؟...
بین تو دختره ، دختره انتخاب کرد
اما بعدش خب من سرکار رفتم
خواهرم نماز خون شد
گفت سحر راست میگفتی خدایی هم هست
و دارم واقعا به این واژه میرسم به این جمله میرسم که امام زمان یار نداره
حرفا و عملا یکی نیست
زمین تا آسمون متفاوته
و اشتباه منه دختر مذهبی به پای دینم نوشتن
و حالاست که مردم مملکتم
دست از دین برداشتن
دست از اسلامی بودن برداشتن
و خبر ندارن
خبرندارن که چه بلایی سرخودشون آوردن
دلم برای شهدایی که رفتن میسوزه
دلم برای امام زمانم میسوزه
دلم برای رهبرم میسوزه
ما نفر به نفر ازدستیم
و الان لشکریان از دست دادیم
نمیدونم
خدایا تو خودت هوامون داشته باش