نسیم سحر🥰

یاحضرت زهرا سلام الله علیها

نسیم سحر🥰

یاحضرت زهرا سلام الله علیها

سلام خوش آمدید

ممنونم خداجونم خریداریم کردی 

خدای مهربونم تو مهربونی

گریه های و دلشکسته های الانم بابت نیش ها گلایه ها زخم و زبون ها نیست 

چشم های گریانم بابت خریداریم بودی 

خاله ام به مامانم گفت که کل فامیل چشممون به سحره 

مامانم گفت آره سحر صبوری کرد 

کلی تهمت شنید 

کلی حرف شنید اما بچه ام هیچی نگفت

سحر بابت صبوریش یه نگاه ویژه گرفت

گریه های الانم

هق هق الانم بابت درخواست حاجت از خدا نیست 

میدونم اگر ازش بخوام بهترین میده 

بابت اینکه خوشگل میچینه 

بابت اینکه خیلی ماهه 

برای همین دوستش دارم

برای همین امشب حسابی باهاش حال کردم

و عشق منه 

دوست دارم خدای مهربونم 💚

  • مهدیه(سحر) حیدری

سلام بهاری در آخرین روز ازسال ۱۴۰۳ و اولین روزسال ۱۴۰۴

سال گذشته برام سال پر چالشی بود 

سالی که متوجه شدم خیلی چیزها کم اهمیته غیر از بندگی خدا که زیباترین هدف زندگی همین هست 

چندسال گذشته تجربه اینو بدست آوردم اگر کسی در حقم بدی کرد بدی که نه هم شخصیت نبودیم ، رفتارش دوست نداشتم چون متوجه شدم آدما اصلا بد نیستن حتی اون آدمی که بدترین گناهان هم میکنه باز بنده خداست ازکجا معلوم خود من بدتر از اون نباشم پس اگر کسی هم فرکانس با من نبود ،به هیچ کس نگم خدا رو شور رفیقی مثل سیدالکریم دارم یه راست میرم پیشش حله حله

سبک میشمااا 

سال گذشته روی افکارم روی ذهنم خیلی کار کردم و سعی کردم از لحاظ همه چیز تغییر کنم و هرروزم بهتر از دیروز باشه 

شخصیتمو قدرتمند کنم 

حتی متوجه شدم ما معنی واژگان بلد نیستیم

مثلا معنی قوی بودن که خیلییی کلیشه ای شده خیلی زیادااا

اصلا به معنی این نیست که تو بتونی توانت بذارنه

قوی بودن یعنی در تمامی لحظات بتونی بهترین تصمیم بگیری 

تو بتونی مدیریت داشته باشی

و اکثراوقات سکوت بالاترین حرف هست

حتی حسادت و خیلی واژگان دیگر .....

سال گذشته همانطور که رهبری فرمودند خیلی از عزیزان سیاستمدار ازدست دادیم مخصوصا شهید رئیسی و شهید نصرالله و هنوز که هنوزه شهید نصرالله باور نمی کنم سال سختی بود 

همکارام اکثر اوقات لباس مشکی تنشون بود تا باهم بودیم چشمانمون پر ازاشک می شد 

سخت بود خیلی سخت .....

سال گذشته تصمیم برای قدرتمند تر شدن بود 

نمی دونم چه رازی نهفته اس در قدرت مند شدن 

در دوست داشتن خود 

در عاشقی بودن 

و عاشق شدن 

و این واژه ها ک

چقدر زیبان 

خسته ام ...

اما با تمام خستگی دارم لذت میبرم

با مداحی محمود کریمی 

خسته رسیدم الهی العفو .

دیگه بریدم ....

  • مهدیه(سحر) حیدری

معنای زندگی ....

واژه ای که از دانشجویی همراه بوده 

واژه ای که تمام اهداف زندگی رو شامل میشه...

بچه که بودم معنای زندگیم یه جوری متفاوت بود

مثلا از دختر خاله ام می پرسیدن میخوای چکار بشی میگفت 

دوست دارم فضا نورد بشم پرواز کنم

از اون یکی میپرسیدن میگفت پولدار بشم

اما میگفتم دوست دارم معلم بشم تا آدما رو باسواد کنم

یا میگفتم دوست دارم از این آدمایی بشم که کمک می کنم زندگی سالمی دارن 

بعدها که بزرگتر شدم خواستگار میومد

دیدم نگاه ها چقدر متفاوته

مثلا یکی ازدواج میکنه پولدار بشه

یکی ازدواج میکنه تا زندگیش جمع بشه

یکی ازدواج میکنه تا نمیدونم مستقل بشه

هیچ کدوم معنای زندگیش با من یکی نبود

بعدها که رفتم دانشگاه بسیج دانشجویی

باز بهتر بود 

یکی تر بود

اما خب حواشیش منو عقب انداخت

و بعدها ارشد اردوی جهادی واقعااا عالی بود همون که میخواست 

کیفی داد که نگم

بعد از ارشد که رفتم آکادمی واقعا از خودم خیلی دورشدم 

انگار وسط جنگی با خودم بودم

انگار امتحان بود

مثلا تصور من این بود آدم هرکاری ازدستش برمیاد انجام میده

پیش همکارام می شد پاچه خواری یا می شد عاشق دلپیشه 

توی کار الانم پاچه خواری نمیگم نیست هست 

معنای زندگیم قشنگ تر شد

مدافع حرم ....

مدافع امنیت حرم

این چند مدت خواب از چشمامون گرفته بود

استرس 

و نگرانی

و کلی حرف که نمیشه گفت

شیرین و دلچسب بود

درسته جونمون کف دستمون بود

خسته بودیم

اماقشنگ بود

معنای زندگی که برای زنده بودن آدما تلاش میکنی

برات مهم نیست 

مسافر آنچنانی بری یا نری

حسابت چقدره

خونه ات بالاشهر یا پایین شهر

سفرت چه جوری باشی 

یا کلی حرف

اما اینکه مدافع حرم باشی قضیه متفاوته 

یه جور خاصه 

معنات میشه 

خدا رو عشق است 

خلاصه که

التماس دعای ویژه ازهمتون داریم

و..

  • مهدیه(سحر) حیدری

یادمه بچه که بودم خاله ام می خواست حرف درست از زبانم بشنوه می گفت چشماتو ببینم درست میگه یا نه ؟

یا ما وقتی می خوایم مجرم شناسی کنیم دروغ میگه یا نه ؟

میگیم چشماشو ببینیم 

نمی دونم 

این روزا به چشم های آدما که نگاه می کنم پر از حرفه 

بعضیا خسته ان

بعضیا گرفتن 

بعضیا نگرانند

بعضیا دلتنگی

بعضیا منتظرن 

بعضیا شاد و شنگول

بعضیا قابل تشخیص نیستن

چه رازی نهفته اس در چشم ها

نگار چند وقت پیش می گفت سحر رنگ چشمات تغییر کرده برق می زنه

وقتی دقت کردم دیدم آره ..

فکر کنم تاثیرات مراقبته

یام 

نمی دونم 

ولی این عضو از بدن خیلی حرف ها رو به زبان میاره

امان از چشمی که آلود شد

تو نمی تونی نگاش کنی 

درکنارش می خوای فرار کنی

و چشمای من که از خستگی در حال بیهوشیه

دوست دارم این خستگی رو

قشنگه

چون بیهوده نگذشته 

بریم که بسازیم روزهای جدید

با نگاه های نو با چشمانی پر از انرژی ...

  • مهدیه(سحر) حیدری
کـجـا بـرده‌ است قـایـق را تقــلّاهـای پـارویی
بـه جـای شاه‌ماهی صــید کردم بچه میگویی
پری‌هایی که پنهاننـــد در موجی کف‌آلــوده
مـرا بـردند سوی او، به افسونی، به جادویی
تلف کـردم فسـونم را، نـدارد هیچ معنـایی
بـرایش پیـچش مـویی، اشارتهای ابــرویی
بـریدم، پـاره کردم، لت زدم، از تـه تراشیـدم
مگر زنجیــر را عبــرت شـود تعـزیـرِ گیسویی
شبیــه ماهی‌ام، انـداختـــه در تـابـه‌‌ی داغی
که شب تـا صبـح می‌غلتـم ز پهلویی به پهلویی
بـه یغمـــا بـرده‌ای امنیت مـا را، عجب کـاری!
بـه هیـچ انگاشتی شخصیت ما را، عجب رویی!
ســلامم می‌دهی امـا در آغوشـم نمی‌گیری
بــرای مستحبّی ، واجبی را تــــرک می‌گویی !!
  • مهدیه(سحر) حیدری

یاده دیالوگ رهی توی فیلم مهر مادری افتادم

که میگه

راست میگن که سیاست پدر ومادر ندارد

واقعا همینه

زمانی که روحانی رئیس جمهور شد اصلا روش حساب باز نگرده بودم

کاری به کارش نداشتم انگار نه انگار هست

چشمم و زبانم به رهبری بود

هر چی رهبری میگفتن

سخنان رهبری در هر زمان تحلیل میکردم.

و انصافا در ۹۰ درصد مواقع پیروز میدون بودم.

زمانی که شهید رئیسی رئیس جمهور شدن دل آروم تر بودم

خیالم راحت بود.

بیشتر حرکت میکردم.

اما وقتی شهید شد ترسم نگرانیم بیشتر شد 

از همه چیز

چون علی زمانه تنها شد.

وقتی پزشکیان رئیس جمهورشد

از بی بصیرتی

متوجه شدم ما آدم میان رو نداریم

ما آدم مثل شهید رجایی شهید بهشتی مثل شهید حاج قاسم نداریم 

و دلگیرم از حاج قاسم که چرا حداقل ۲۰ و یا ۳۰ نفر شبیه خودش تربیت نکردن .

الان که میبینم کلا متوجه شدم

اکثر آدما دنبال اینن که دیگران کاری براشون کنن 

چشم و دست و پاهاشون 

اما تا بحال فکر نکردن که سهم من توی این مملکت چیه ؟

دیشب توییتر نگاه میکرد

اسرائیل فارسی پیام گذاشته نتاهیو گفته بعد از لبنان ایران و ایران را آزاد خواهیم کرد 

دنبال راست و دروغ نیستم

دنبال چی شد که این شکلی شد نیستم

دنبال یه چیزم 

آماده باشیم

آماده باش کامل سهم خودمونو بسنجیم

دیروز یه دختر کلاس ۶ ابتدایی که همیشه به ما سر میزنه 

اومد پیشم

گفت خاله خاله یه خبر خوش

این آخوند رو زدن 

منم گفتم یعنی چی ؟

گفت خاله یه عالمه این چادریادیشب توی میدون گریه میکردن اینقدر خوشحال بودم

گفتم پس منی که چادریم بدم گفت نه تو نه 

بقیه 

گفتم اونام مثل منن گفت نه من میام پیشت لذتمیبرم باهات حرف میزنم امابقیه نه

گفتم ببین دوست داری مثل غزه افغانستان بشیم 

که این بلاها سرمون بیاد

وقتی یه افغانی میاد میگیم اه اینا اومدن اینا مملکتمون چکار میکنن

میخوای مثل غزه اشکامون دربیاد هر روز جنگ باشه 

گفت نه 

گفت آخه دوستام میگن

گفتم ببین این راه بی راه است

رهاش کن 

اشتباه میری

باشه

گفت خاله بچه که بودم گریه میکردم چادر میخوام اما الان نه 

یاده گذشته کردم

خواهرم سرکار قبلیم

حرفش با حرفه این دختر یکی بود

گفت سحر ببین یه پسر مذهبی چه جوری با یه دختر راحت حرف میزنه باهم بیرون میرن پیتزا می خورن تازه هرموقع تنهان ازبالا بوی حموم میاد ، یا اینکه دختره جلوی پسره روسریشو درمیاره هیچی نمیگیه تازه میگه زنم به هیچ کس مربوط نیست یا ببین  جلوی همه به خاطر دختره وایساده  

سحر ببین به تو که میخواست سی دی فتوشاپ بده تا به شاگرداش یاد بدی نداد 

اما به دختره سر تایم کاری میزاره بره بالا درس بخونه ،امتحان بده ، باهم توی یه بشقاب غذا میخورن تازه سرتایم کاری سی دی و فیلم میبینه سرفیس هم بهش داده ببره خونه به تو یه لپ تاپ نمیده سحر نگاه کن دختره تایم کاری می تونه با پسره بره بیرون ببین برای همه یه شاخه گل خرید برای یه دختره چه شدسته گل بزرگ خرید تازه دختره ببین هرحرفی بزنه هممونه اماتو چی ؟... 

بین تو دختره ، دختره انتخاب کرد

اما بعدش خب من سرکار رفتم 

خواهرم نماز خون شد

گفت سحر راست میگفتی خدایی هم هست 

و دارم واقعا به این واژه میرسم به این جمله میرسم که امام زمان یار نداره

حرفا و عملا یکی نیست

زمین تا آسمون متفاوته

و اشتباه منه دختر مذهبی به پای دینم نوشتن

و حالاست که مردم مملکتم

دست از دین برداشتن 

دست از اسلامی بودن  برداشتن

و خبر ندارن 

خبرندارن که چه بلایی سرخودشون آوردن

دلم برای شهدایی که رفتن میسوزه

دلم برای امام زمانم میسوزه

دلم برای رهبرم میسوزه

ما نفر به نفر ازدستیم

و الان لشکریان از دست دادیم

نمیدونم

خدایا تو خودت هوامون داشته باش

  • مهدیه(سحر) حیدری

امروز مدرسه مهرآیین پسرانه خانم اشرفی زنگ زد

سه سال پیش فکر کنم سال ۱۴۰۰ بود 

مدیر همین مدرسه زنگ زد به مدیرآکادمی زنگ زد اشکمو درآورده چه حرف هایی که مدیر آکادمی بهم زد

نمیدونم

هنگم هنگم 

ماشاالله لاحول ولاقوه الله بلله العلی العظیم

گاهی اوقات خجالت میکشم که خدامو دیرشناختم

گاهی اوقات خجالت میکشم از حرف هایی که بهش زدم

حالا مدیر همون مدرسه زنگ زده میگه خانم حیدری حاضرید درس کامپیوتر بدید 

منم گفتم من جایی دیگری مشغولم گفت خب باشه ایرادی نداره

هفته ای یک روز گفتم خیر 

توانمندیمو جای دیگری بردم

گفت ایرادی نداره چه درسی میدید

گفتم از این حرفه اومدم بیرون

خواستم بگم اهل بیت خریدارم شدن

نمی دونم

به گرد بودن زمین فکر میکنم

فقط به دعای پیرزنی که به بچه هاشو رسوندم فکر میکنم

که گفت الهی خوشبخت و عاقبت بخیر باشی

دوست دارم خدای مهربونم

  • مهدیه(سحر) حیدری

دارم اکسپلور اینستامو نگاه می کنم

وچقدر جنس دغدغه ها متفاوته

یکی عکس های محصولاتش گذاشته 

یکی عکس و فیلم عاشقانه بایارش

اون یکی لباس های خوشگل مزونش

اون یکی محصولات آرایشی

اون یکی میگه بیا فال بگیر ببینم ازدواج داری یانه که مقام معظم رهبری میگن چرت و پت بیش نیست

اون یکی میگه چکار کنی تا یه پسر جذب خودت کنی چقدرم زیاد شده و حیف قلب قرمز که براش بذاری....

اون یکی میگه ازکجا بفهمی یه پسر دوست داره یا نداره جدیدا فکر کنم شده پارتر نمیدونم بقوله ماها دوست دختر و دوست پسرت 

این مورد خیلی چه سمیه بقوله ماها میگیم اومد و پیش قدم شد دوست داره اگر نیومد بیخیالش تموم شد 😂

اما یه سری دیگه که خیلی من سر میزنم رشد و فردی و شکوفایی و رشد شخصیت و روانشناسی که هرکدوم حرفی برای گفتن دارن دوستشون دارم

یکسری هم اساتید اخلاق و بزرگانی هستن که اونام حرفاشون قشنگه و برای رشدت توی مسیر زندگیت بدرد بخوره

چون دلمم گرفته مداحی های اکسپلورهم دوست دارم آرامش عمیقی داره 

توییترهم که دوست دارم

و هرکسی توش نیست

جنس آدماش باسوادتر از اینستاس

دغدغه هاشون و جنس حرفاشون بدون حاشیه اش

میون توییرتی ها

خبرهای سیاسی که برای بالا بردن سواد سیاسی بدردت میخوره

و بماند سئوالاتی میپرسن که باز اعتماد به نفس و عزت نفسم برد بالا 

اینکه چقدر شخصیت هایی که به موقع شیطونن و به موقع آرومم 

جالبن😍😌

از دیروز تاحالا خبر معدن و حملات به لبنان حالم بدجور گرفته

نمیدونم....

تلخ بود

خیلی تلخ

سعی میکنم آروم باشم اما ته دلم ولوله اس

نا آرومم

امروز صبح حرم آرام شدم اما نه ...

خدا به خانوادهاشون صبر بده

و جنگ جنگ 

ای کاش و ای کاش تموم بشه 

و غمگینم

و غمگین از این همه خبرهایی که حالم آدمو میگیره

  • مهدیه(سحر) حیدری

عجیب شنبه های گلزار دوست دارم

حال و هواش عالیه 

وجیهه این روزا دنبال حال خوبه

بهم پیام داد که میای بریم گلزار گفتم

آره

بعد باهم قرار گذاشتیم

فلاسک ، زیر انداز ، تی بک ، ناهار و بقیه مخلفات ببریم

حال و هواش خیلیی خوب بود

سر مزار شهدای آتش نشان و آرمان الله وردی

و بقیه رفتیم

بعد هم شهدای دیگر وشهید چمران و اصغر وصالی و در آخر شهدای سرداران بی پلاک  

و چقدر چسبید 

منو وجیههه مرور خاطرات کردیم

یاد روزهایی افتادیم که 

سر مزار اصغر وصالی یهوویی خانواده مدیر قبلیم دیدیم و منم فرار 😂

از طرفی وجیهه اون موقع ها نگاهش منفی بود 

اگر من وایمیسادم باید هزاران دلیل می آوردم 

خلاصه عجب از عمو اصغر برامون خاطره گذاشت

یاد روزهایی افتادیم 

که چقدر آدمای دور برمون برامون اهمیت داشت و الان هیچ نقشی در زندگیمون ندارن 

و پشیمونم پیشمونم برای زمان هایی که برای آدم ها و برای بی برنامگی چرت و پت های بی ارزش گذاشتم

اگر خداوند عمری دوباره بدهد و منو برگردونه به سن ۱٨ سالگی اولین کاری که می کنم باهرکسی ارتباط نمیگرفتم

دوم وقتم برای آموزش می ذاشتم و مهارت آموزی و توانمندی خودم

سوم بسیج دانشجویی ادامه می دادم

چهارم دانشگاه بیشتر استفاده میکردم

و اما اکنون 

وقت برام ارزش داره خیلی زیاد.....

و گاهی اوقات خیلی از خدا طلب مغفرت میکنم بابت اینکه چه زمان هایی از دست دادم 

روی خودم سرمایه گذاری کردن عجیب بسیار ارزشمنده

بین همکارام خب جوان ترینشونم منم

و مرتب و تمیز بودن از ویژگی هام

اینکه حتما چادر اتو کرده و لباس مرتب و منظم باید باشه 

همین باعث شده که تمامی همکارام مرتب و منظم سرشیفت حاضر باشن

حتی همکارام آقا 

لباسشون اتو کرده 

خوشتیپ 

و ست کرده سر شیفت حاضر میشن

میدونید چی میخوام بگم

هیچ موقع هیچ موقع نقش پذیری خودتون درجامعه غافل نشید

اگر بتونید خودتون را اصلاح کنید مطمئن باشید یک امت رو میتونید اصلاح کنید.

  • مهدیه(سحر) حیدری

دارم به گذشته فکر میکنم

به گذشته نه چندان دور

به حال اکنونم فکر میکنم

به اون خواب ها فکر میکنم

به اینکه اگر نیتم برای تو نبود 

کم آورده بودم و الان معلوم نبود کجا بودم

به اینکه منو کشوندی قرار دادی توی مسیرخودت

به اینکه آدم هایی رو توی مسیرم قرارم دادی

خودت حذفشون کردی

که هرکدوم یه درسی برای من داشتن

که منو بزرگ کنن 

از خیلیا آدما ممنونم

از مدیر قبلیم ممنونم 

چون باعث شد انسان ارزشمند بشم

دست از خال زنک بازی بردارم

اگر اون دختر نبود و سرنوشت مدیرم نمیدیدم

هیچ موقع اینقدر محتاط تر توی روابط اجتماعیم و کاریم نبودم

که باهرکسی صمیمی نشم که هرکسی رو توی مسیرم قرار ندادم واقعا ممنونم ازت

وهرلحظه و هرجا وقتی اسم از تغییر کردن من اومد 

گفتم اون سه سال کار کردن باعث شد تغییر کنم و عاشق تغییرکردن بشم

تو بهم نشون دادی که ببخشم حذف کنم و تغییر کنم و نگاه به آدما بنده خدا باشه

هادی قاسم هدفم توی زندگی قشنگ تر و ارزشمند تر کرد

گفت ما آدمایی هستیم که جانمان درکف دستمونه و ما انسان های ارزشی انقلابی باید جونمون برای این و آب خاک بدیم اصلا رسالتمون این هست

واقعا نگاهه قشنگیه 

وقتی اینجوری نگاه کنی

نه گلایه ای داری

نه عصبی میشی

نه اصلا بایدها ونبایدهای آدما برات مهمه

و به جاش آدم های ارزشمندتر توی زندگیمون میاد بازم بابت رزق که دادی ممنونم

به این فکر میکنم رشدم دادی 

به این فکر میکنم قویم کردی

به روزهای تیر و تاریک فکر میکنم

که تو روشن کردی

دارم فکر میکنم 

من این نبودم

تو خریدیم

تو بهترینی 

و هر لحظه برای آمدنت برای بودنت ثانیه ها رو میشمارم

همه جای جهانم رو به دنبال تو میگردم

مولایم عزیزم

سالروز امامت برهمه مبارک

  • مهدیه(سحر) حیدری
نسیم سحر🥰

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوست میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات
پیوندها