تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا سلام الیها


۲۷ مطلب با موضوع «عمار رهبرم» ثبت شده است

همیشه همیشه یکی هست هواتو داره 

نشانه هاش همیشه هست 

یه جوری میگه من هستم 

گاهی اگر صداش نکنی یه جوری حالتو میگیره که صداش کنی 

اگر تمام نیات زندگیت به عشق اون باشه برای رضای اون باشه برنده اید برنده 

بیشتر عاشق دل خاکیت 

بیشتر بیشتر مثل مامانامون هست دیدید که تا با عشق صداش میکنید دوست دارن جونشونو فدا کنند 

اون بالاتره خیلیی بالاتره 

میگن اگربترسی ازش مفهوم کلی تر بخاطرش گناه انجام ندی ناراحتش نکنی عاقبت بخیر شدید.

نمیدونم میگن جایگاهش قلب💕

ومیگن هرکی اون جا برای اون باشه برده 



تمام روانشناسان دنیا میگن برای رسیدن به قله موفقیت باید ایمان قلبی داشته باشی کنارت هستی اون موقع است به قله رسیدی 


اینجاست که به این میرسم 

طوری زندگی کن 

که عاشقت بشه

اگر عاشقت بشه 

خریدار دلت 


این حاضر غایب همه همه جاهست اما فقط باچشم نمیبینی چون فاصله بین مون یه تار مو هست


داشتم کتاب بنویس که اتفاق بیافتد رو میخوندم که به فصل نامه ای برای خدا بنویسید رسیدم خیلی جالبه تمام روانشناسا ازش میگن ، ولی منه بچه مسلمون بچه شیعه گاهی اوقات یادم میره اصلا هست تا نامه براش بنویسم ......

واقعا امیدوارم یک لحظه به حال خودمون رهامون نکنه


اهل کاشانم,
روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم,خرده هوشی,سرسوزن ذوقی.
مادر دارم ,بهتر از برگ درخت.

دوستانی بهتراز آب روان.
و خدایی که در این نزدیکیست:

لای این شب بوها,پای آن کاج بلند...
من مسلمانم:

قبله ام یک گل سرخ.
جانمازم چشمه,مهرم نور.

دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه,جریان دارد طیف.
سنگ از پشت نمازم پیداست...

اهل کاشانم:
پیشه ام نقاشیست.

گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ,می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانیست

دل تنهاییتان تازه شود.
چه خیالی!چه خیالی!...می دانم!

پرده ام بی جان است.
خوب می دانم,حوض نقاشی من بی ماهیست...

چیزها دیدم در روی زمین:
کودکی دیدم,ماه را بو می کرد.

قفسی بی در دیدم که درآن,روشنی پرپرمی زد.
نردبانی که در آن,عشق می رفت به بام ملکوت


از کودکی به همراه پدر ومادرم نماز جمعه هایی که شما امام جماعتش بودید می امدم

 رفته رفته بزرگتر که شدم شما شدید رهبرم

یادش بخیر زمان کنکور یادمه دعا کردم جایی قبول بشم که بتونم به جامعه خدمت کنم وهمش به فکر شما بودم

تا اینکه دانشگاهی قبول شدم که حضورم احتیاج بود فقط فقط به عشق امام زمان و شما وارد عرصه جنگ نرم شدم


دیدار باشما قشنگ ترین لحظه بود شاید همه دوستانم منو از قاب شیشه ای دیدن حسادت کردن یه عده دلشون شکست

نمیدونم چقر تونستم در عرصه جنگ نرم موفق شده باشم اما بدونید موفقیتم در زندگی اکثرا بستگی به سخنان شماست وهمیشه رهنمودهای شما باعث شد حرکت کنم 




یکی از اساتید درباره شخصیت های افراد می گفتن که اگر میخواهید ادم ها و یا اینکه شخصی را وارد زندگی کنید بفهمید خوبه یا نه 
به صفحه مجازیش برید از کسانی که فالو کردن می فهمید که چه گرایشی دارن 
یا از پستاشون یا پروفایلاشون میفهمی که دغدغه زندگی افراد  چگوونه هست.
به یاده حرف های این استاد تصمیم گرفت که پروفایل ها پیچ ها رو  نگاه کنم .
خیلی جالب بود بعضی دوستان 
بعضی مقام معظم رهبری 
عکس از خودشون بود 
بعضی با عشقشون دو دست رو هم با حلقه ازدواجشون 
بعضی از فراغ عشق شون 
بعضی پروفایل ها ی مذهبی 
بعضی هم عکس های خانوادگی 
بعضی سیاسی بود 
بعضی  حرف های  اقای حاتمی کیا بود
بعضی خنثی ......
پیچ هام جالب بود 
یکی سیاسی بود 
یکی بحث ازدواج و عاشقانه ها با همسرش بود 
یکی فراغ و نامردی روز گار
یکی رفتن به تفریح 
یکی ....
استاد ما واقعا درست میگفتن ادم ها رو میشه تو پیچ هاشون رو پروفایل هاشون شناخت 
اما بعضی ها رو اصلا نمی تونی بشناسی 
مثل دولت مردانمون که ای وای 
اولین جشن دکتر سلام بود که دکتر بذر پاش می گفتن که ما نماینده های مجلس میبینیم که اقای روحانی دولتش دو سال بیشتر دوام نخواهد داشت 
یاده حرف پدر بزرگم  می افتم که میگه خدا نکنه فرزندی صالح نباشه پدرو بد نام میکنه دقیقا حال روز الان کشور ما هست 
نابلدی دولت و نداشتن اندیشه اقتصادی وبدتر از همه هدف بدنامی رهبری باعث این شده مردمی که به دولت اکنون رای دادن  از انقلاب اسلامی و ارما نهایش ناراضی باشن 
زمانی که دانشگاه قبول شدم یادم میادفرماندار گفتن  جوری اهدافت رو برنامه ریزی کن که برای مملکت انقلاب مفید باشی 
اما دولت مردان کاری کردن که اولاد ناصالح انقلاب باشن 
وقتی به حرف های تبلیغاتی اون دیوار و ان تهمت ها به رقیب انتخاباتیشون میزدن و امام رضا رو برای تبلیغاشون استفاده میکردن که اغلب مردم عوام صم و بکم بودن و هیچ نگفتن و یا یاده حرف های مقام معظم رهبری می افتم که چقدر فرمودن افراد با بصیرت و کار بلد و اینکه شرایط را از این بهتر کنه رای بدهید 
این زمان با زمان حضرت علی هیچ تفاوتی نداره ای کاش به خودمون بیاییم 
نکنه حضرت علی این زمان از ما ناراضی باشه 
واقعا خدا به داد برسه 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ

هوای شهر هوای ایران برام خیلی دلگیر شده 

دل گیرم از الودگی الاینده ها

دلگیرم از الودگی برخی روشنفکران 

دلگیرم از الودگی اغتششاگرانش 

دلگیرم از الودگی برخی از مردمانش 

از امدن هر لحظه  زلزله اش

از انسان هایی که فکر میکنن انسان هستن 

از انسان هایی که فکر میکنن جناب محمد رضا شاه انسان شریفی بود 

از انسان هایی که به رهبرم ناسزا میگویند 

و.....

اره خیلی دلگیرم خیلی

از شهادت چندین نفر بگم 

از این بگم که فکر میکنن حکومت برگرده همه چیز تغییر میکنه 

درپیچ فرمانده کل قوا وقتی مطالعه میکردم در خلوت خودم در دلگیریام فقط فقط خواستم

اللهم عجل الولیک الفرج 

واین را می دانم اتش زدن مسجد یعنی با خدا مبارزه کردن 

اتش زدن حسینیه یعنی با امام حسین سرجنگ برداشتن 

ای کاش بخودتون بیاید 

اخه چند بار گفتیم که به این اقا رای ندهید خب دادید اون هم با تقلب هنوز به یکسال نشد دارید دشنام میدید 

برای چندمین بار کلیپ سخنرانی ایشون تو مناظره ها رو میدیدم وقتی دیدم به امام رضا اون شکلی صحبت کردن مطمئ بودم ریاست ایشون اصلا خوب پیش نمیرود

اری به قول جناب پدر یار باید ولایت مدار باشد 

هر که با اهل بیت در افتاد ورافتاد 

این یک اصله

عذر خواهی بنده بپذیرید از اینکه پراکنده نوشتم برای ارامش دل امام زمانم رهبر عزیزم  حزب الهیا ولایت مدارا  دعاا کنید 




صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

مرا گرم کن

و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

و باران تندی گرفت


یه جاهایی واقعا خسته میشی میخوای رها باشی یهه جوره دیگه زندگی کنی یه شکل دیگه 

منتظری ، منتظری که سمت کسی یا جایی ندایی بهت برسه 

یا علی بشی حرکت کنی 

اما یه جمله معروف هست که میگه از تو حرکت از خدا برکت 

اما موندی از کجا اول راهت باشه 

یه زمانی به دختر که بقول خودمون بوی فرند داشتن حسادت می کردم میگفتم خوشبحالشون عشق بازی رو بلند عاشق شدن رو بلدن 

اما من چی نمی تونم به کسی که دوستش دارم حرف بزنم سو تفاهم نشه ها منظورم خدا بود 

خلاصه یا گاهی اوقات همون ادما رو میدم تا صبح بیدار بودن رو بلدن ما چی بشه نماز صبح قضا نشه تازه اون فصل پاییزه و گرنه الله اعلم 

گاهی اوقات باید خدا عاشقت بشه 

وقتی امروز قران رو میخوندم نوشته شده بود بگذر تا قلبت صاف زلال بشه 

ادما دو دستند یکی کار نیک میکنه که ما کنارش هستیم  ویکی کار بد میکنه از چشم ما دوره 

رستگاران عالمند همان حزب خدا هستند حزب شیطا همان زیان کاران 

این میشه که میشه زبان عاشق شدن رو بلد میشی 

رسم عاشقی یعنی دوست داشتن از تمام قلبت هر چی اون بخواد تو هم راضی بشی به رضایتش 

یعنی جونت فداش کردن 

درمقابل حرف ها تنه ها حدیث مقاوم باشی تا ته ته خطش بری بگی من حاضرم تا ته تهش برم به رسم عاشقی 

یادش بخیر معلم اول دبیرستانمون سرکلاس از عشق عاشقی و دوست داشتن برامون شعر گفت شعر از حافظ سعدی مولانا بود

یهوو یکی از دوستام که فقط فازش عشق عاشقی دوست داشتن بود گفت ببخشید یه ذره از این شعراتون بگید ما هم یادداشت کنیم ازش استفاده کنیم 

معلمون با اعصبانیت تمتم داد زد تو از عشق عاشقی چی میدونی که این شکلی حرف میزمی اره هیچی نمی دونیم 

عجب روزی بود امروز از اضطراب چند روز پیش خواب مادرم تا ارامشی که امشب برام تحقق پیوست 

هیچ هیچ در این دنیا همین شکلی اتفاق نمی افته 

خدایا ازت میخوام که رسم عاشقی رو به جا بیاورم ودر این دنیا واخرت روسفید باشم 





نمیدونم تا حالا چند بار شده دلتون بشکنه نتونید جلوی اشکتونو بگیرید 

دنباله یه جای دنج که بشینید گریه کنید سبک بشید

نمیدونم تا بحال براتون اتفاق افتاده یا نه ؟

اون موقع است دنباله یه نفر میگردید که جلوی اشکتونو بگیره یه نفر که بگه من هستم 

دنبال یه جایی که توباشی گریه کنی حالت خوب بشه برگردی بخونه 

توی این چند مدت هیچ هیچ چیز نتونسته ارومم کنه جز شنیدن نامت ارباب 

وقتی شب جمعه ،غروب افتاب باشه با دوستات بری گلزار شهدا بری قطعه سرداران بی پلاک زیارت عاشورا وبعد روضه ارباب رو برات بخونن اونجاست که میگن

دل شکسته خیلی خریدارداره ...

مثل همیشه هیچیز نمیتونه ارومم کنه جز شنیدن نامت حسین 

بقول رفقا 

مرسی که هستی 


زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟


گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟


شهادت امام هشتم بر شما دوستان عزیز تسلیت باد


حزب الهی بودن 

اولین بار که این واژه را شنیدم برایم مفهومی نداشت 

ولی الان دوست دارم بهش برسم اون هم خالصانه 

حزب الهی بودن 

شبیه یک زلزله درونیست 

یک زلزله ای که از درونت اتفاق میافته اره یک زلزله 

بعضی اوقات زلزله ها خوبن اونم فقط فقط از نوع درونیش 

یه اتفاق خاص باعث میشه راحتو پیدا کنی تا اخرش ادامه بدی 

بعد از ۴ سال در فضای فرهنگی کار کردن 

فضایی که هر طوری بود امتحان میشدی از ایمان درونیت تا اتفاقات خاصی که خدا و ولایت میخوان بدانن تا کجای کار هستی 

اولش یه جور قرار بودولی الان شده وظیفه که تا پای جان ادامه بدی 

چه اینجا چه در جای دیگه 

ولی خدا روشکر به یاری امام زمان و خدای مهربونم تونستیم سنگر حفظ کنیم و نذاشتیم هر چیزی هرکسی سنگرمونو خراب کنه تا تهش ادامه دادیم 

توی این چند ماه وقتی میبینم دفتر بازه و هر هرهفته برنامه داریم افراد جدید به جمعمون اضافه میشه خدا رو بسیار شکر گزارم از محبتی که داشتن از اینکه تو بدترین شرایط تنهامون نذاشتن و امتحانشون سربلند بیرون اومدیم خدایا سپاس 

گاهی اوقات تو امتحانی خودت خبر نداری 

خدا میخواهد بهت بگه میتونی یار امام زمان ت باشی یا نه یه چیزی مثل همون زلزله میمونی یهوویی به سر وصدا میاد ویران میکنه اون موقع تویی که با ایمانت از خودت ضد زلزله ساختی یا نه

امروز فهمیدم بچه حزب الهیا مذهبیا چه با هم قرار بزارن یا نزارن مقصدشون یکجاست 

مثلا ماه محرم و ماه صفر عزاداران بدونه گفتن همه سیاه پوشن 

قبل از اربعین به دنبال جواز کربلاشون 

بعد از اربعین پابوسی امام رضا

همیشه همیشه همیشه به امر ولایتشون حاضرن که اکثرا دوستان  درگیر زلزله کرمانشاهن 

بعد از امتحانات ترم دوم همگی درگیر راهیان 

وامروز بدون قرار قبلی سر مزار رسول خلیلی انگار وظیفه بود 

اری حزب الهی بودن را باهمه تراژدیهایش دوست دارم 


۱ ۲ ۳

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .


دنبال کنندگان بیانی