تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا سلام الیها


۳ مطلب با موضوع «دیدارهای شیرین» ثبت شده است

حزب الهی بودن 

اولین بار که این واژه را شنیدم برایم مفهومی نداشت 

ولی الان دوست دارم بهش برسم اون هم خالصانه 

حزب الهی بودن 

شبیه یک زلزله درونیست 

یک زلزله ای که از درونت اتفاق میافته اره یک زلزله 

بعضی اوقات زلزله ها خوبن اونم فقط فقط از نوع درونیش 

یه اتفاق خاص باعث میشه راحتو پیدا کنی تا اخرش ادامه بدی 

بعد از ۴ سال در فضای فرهنگی کار کردن 

فضایی که هر طوری بود امتحان میشدی از ایمان درونیت تا اتفاقات خاصی که خدا و ولایت میخوان بدانن تا کجای کار هستی 

اولش یه جور قرار بودولی الان شده وظیفه که تا پای جان ادامه بدی 

چه اینجا چه در جای دیگه 

ولی خدا روشکر به یاری امام زمان و خدای مهربونم تونستیم سنگر حفظ کنیم و نذاشتیم هر چیزی هرکسی سنگرمونو خراب کنه تا تهش ادامه دادیم 

توی این چند ماه وقتی میبینم دفتر بازه و هر هرهفته برنامه داریم افراد جدید به جمعمون اضافه میشه خدا رو بسیار شکر گزارم از محبتی که داشتن از اینکه تو بدترین شرایط تنهامون نذاشتن و امتحانشون سربلند بیرون اومدیم خدایا سپاس 

گاهی اوقات تو امتحانی خودت خبر نداری 

خدا میخواهد بهت بگه میتونی یار امام زمان ت باشی یا نه یه چیزی مثل همون زلزله میمونی یهوویی به سر وصدا میاد ویران میکنه اون موقع تویی که با ایمانت از خودت ضد زلزله ساختی یا نه

امروز فهمیدم بچه حزب الهیا مذهبیا چه با هم قرار بزارن یا نزارن مقصدشون یکجاست 

مثلا ماه محرم و ماه صفر عزاداران بدونه گفتن همه سیاه پوشن 

قبل از اربعین به دنبال جواز کربلاشون 

بعد از اربعین پابوسی امام رضا

همیشه همیشه همیشه به امر ولایتشون حاضرن که اکثرا دوستان  درگیر زلزله کرمانشاهن 

بعد از امتحانات ترم دوم همگی درگیر راهیان 

وامروز بدون قرار قبلی سر مزار رسول خلیلی انگار وظیفه بود 

اری حزب الهی بودن را باهمه تراژدیهایش دوست دارم 



امروز در دیدار همیشگیمون باواژه عشق اشنا شدم

واژه ای که فقط شنیدم ولی به اندازه ی امروز معنیشو نفهمیدم

دروغ چرا هفته پیش در مسیر قم جمکران با حجم زیاد همسفران این واژه منو درگیر خودش کرد

تا امروز معنیش متوجه شدم

یادم میادتئاتر که در زمان بچگی دیدم وقفتی پرسیدن عشق چیست گفت علاقه شدید قلبی

نمیدونم چقدر این معنی بهش میاد

ولی امروز به این معنی رسیدم که عشق واژه زیبایی که در هیچ کجای دنیای دنیا نمی تونی معنی مفهوم ان را پیدا کنی حتی در پای جان هم برای رسیدن به ان جای میدهی مثل پیاده روی اربعین

مثل رفتن سوریه

مثل زیارت رفتن امام رضا حتی بدونی که دستت به ضریحش نمیرسد

وخیلی چیزای دیگر

اما شهدا ......

همه مثل ها میدونی شاید یه اتفاق کم نظیر بیافتد جان بدهی

اما جبهه جنگ تو میدونی دیگر بازگشت نخواهد بود

وقتی می پرسی چرا می خواهی بروی میگویند دوست دارم

عاشق امام هستییم

عاشق وطنیم

عاشق بهشتیم

........

اما این واژه چه شد برای من مقدس

اینکه برای رسیدن به دوست دارم های این جهان و عشق هایم  تا پای جانم حرکت کنم و  برایم مقدس باشد

ونگذارم هرگز هرگز هیچ چیز هیچ کس مانع رسیدن به عشق هایم شود

و عشق هایم ارمان هایم برای من مقدس  شود

اری عشق به این زیبایی ایست 



من و رفقام تصمیم بر مصاحبه با خانواده شهدا گرفتیم که عجیب در زندگیه شخصی بنده تاثییر گذار بود
امروز که به خانواده شهید دوم برای مصاحبه رفتیم عجیب تصویر این شهید در ذهنم مانده است
نمی دونم چرا ؟؟
با خواهر شهید هم که صحبت کردم بهشون عنوان کردم که عجیب چهره شهید اشناست نمیدونستم چرا اینقدر چهره برام اشنا بود
تا اینکه بلافاصله با دسترسی پیدا کردن شبکه تونستم از شهید اطلاعات پیدا کنم  اما هنوزم که هنوزه برام نامفهومه که چرا اینقدر این چهره برام اشناست
این تصویر در خانه شهید قاب بود

در ادامه درباره شهید

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .


دنبال کنندگان بیانی