تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا


۹ مطلب با موضوع «ایام الله» ثبت شده است


🌸سحر بیست و دوم 


✍ سحر بیست و دوم... اولین سحر بدون علی است.  

و قلب زمین، برای هضم نداشتَنَش، در انقباضی سخت، درگیر شده است. 


❄️دیروز...آئینه ی خدا روی زمین، ترک خورده است...

و دیگر هیــچ کس نیست، که  چهره کاملی از خدا را، برایمان رونمایی کند. 


❄️زمیــن؛ بی علی، فقیرترین مخلوق خداست.  

بیچاره زمیـ🌎ــن!  

من مانده ام، دردهای عظیمی را که به خود دیده است...چگونه او را از گردش روزمره اش، باز نداشته است؟ 


✨همه درد زمین یک سو... 

     فــراقِ علــی... یک سو... 

و انتظار هزار ساله پسر علی، از سوی دیگر، سرگیجه به جانش انداخته است.

و من... در این درد زمین، همیشه،  با او شریک بوده ام. 


❄️آخرین لیلةالقدر در پیش است.

و من،  برای تسکین همه دردهای اهل  زمین، قنـــوت می گیرم.

اما... 

 عظیم ترین غصه اش، همان آینه ترک خورده ایست، که باید ترمیم شود.


❄️تا زمیــن، "پسر علی" را رو نکند. 

هیچ آینه ای، توان ترسیم چهره خدا را، نخواهد داشت.  


❄️باید برای عظیم ترین درد اهل زمین، دعا کنیم.

برای ثروتـی که داریــم، اما دستمان به او نمی رسد.


❄️باید تقدیرات زمین را، با دستان رو به آسمانمان عوض کنیم.

زمین، با پسر علی، دیگر فقیرترین مخلوق خدا، نخواهد بود!

💠برای غربت پسر علی، دعا کنیم.... 



مابه میهمانی آمده‌ایم...

ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.

سفره‌ای که به وسعت بخشندگی خداست پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگیم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشیم.

میگن میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از این که دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هاشه و نعمتهاشو براشون تمام و کمال سر سفره میاره.

تا که باشیم و چه باشیم و...

«  گــــر گـــدا کاهل بُوَد   ***   تقصیر صاحبخانه چیست؟ »

رمضان یک تحولِ ، تحولی از خویش به او ، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشون و پیداشون کنیم واژه ی اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم.

به مرحمت خدا در روزها و شبهای رمضان، وزنه های سربی معصیت و دنیاخواهی که زمین گیرمان کرده و حس پرواز در ملکوت خدا را از ما گرفته باز میشه، ولی مشکل اینجاست که بعضی از ما پرواز کردن را فراموش کرده‌ایم، ولی نباید نا امید بود،

چون خودش گفته هر که هستی و هرچه هستی منم که از مادر بهت نزدیکترم و مادر هرچه هم که فرزندش اذیتش کنه محبتش نسبت بهش کم نمیشه...

وقتی در ازل به ندای « أَلَسْتَ »، « قَالُواْ بَلَى» گفتیم و قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید.

و خدایا:

« لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ »

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی  بخشنده ی بی عوض و منت...


هر کس مؤمنى را در غروب  روز غدیر افطار دهد، مثل این است که یک میلیون پیامبر و صدّیق و شهید را افطار داده است. حالا اگر یک نفر، چند نفر از مومنین و مومنات را افطاری دهد دیگر چند میلیون می‌شود؟ و من از سوى خداى متعال، ضامنم که از کفر و فقر، در امان باشد.

«مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً فِی لَیْلَتِهِ فَکَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً یَعُدُّهَا بِیَدِهِ عَشَرَةً فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَةُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ صِدِّیقٍ وَ شَهِیدٍ فَکَیْفَ بِمَنْ تَکَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات‏ ِ وَ أَنَا ضَمِینُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى الْأَمَانَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقرِ»(مصباح المتهجد، ج2، ص758)







ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی

عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است

یابن الرضا !تو ضامن آهو نمی شوی ؟

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند

آقای بندگان سیه رو نمی شوی

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای

تو بی خیال قصه پهلو نمی شوی

باشد میان خون و رگت شور انتقام

راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

سلطان سپرده دل به غضب های حیدری ات

ارثیه رضاست به تو قلب مادری ات



*بر غم عشقت آقا اسیرم                 که تو سلطانی و من فقیرم

 

آرزویم بُود وقت مُردن                       یا علی گویم آندم بمیرم

بار اولی که به زیارت امیرالمومنین رفتم از باب امیرالمونین مشرف شدیم امیر المومنین شد برای من یه پدر یه پدری که دوست داشت همه درداتو همه قصه هاتو همه انچه که تو دلت بودو بهش بگی
یه پدری که عالم می دونن مظلومه و لی ....

هرگاه با همکاروانی ها در مقابل ایوان نجف می نشتیم فقط نگاه می کردیم نگاه فقط دوست داشتیم اون لحظه های ناب از دست ندیم

اره دقیقا تو شب قدر بود که مداح هیئت می خواندن

ایوان نجف عجب صفایی دارد

دیوانه ی آنم که وفایی دارد

آن یار که چشم دلربایی دارد

این ذکر مرا همیشه دیوانه کند

ایوان نجف عجب صفایی دارد

***
هر قلب به سینه قبله گاهی دارد

هر قبله برای خود خدایی دارد

اما زدرون کعبه فرمود خدا

ایوان نجف عجب صفایی دارد

***
حاجی به حرم حال و هوایی دارد

در وقت طواف ربّنایی دارد

بر گرد حرم مهدی زهرا گوید

ایوان نجف عجب صفایی دارد

***
ای کعبه به خود مبال از روی شرف

جایت بنشین که هرکه جایی دارد

الحق که ملائکه چنین می گویند

ایوان نجف عجب صفایی دارد

***
عشق من و تو چه ماجرایی دارد

این قصّه چه شاهی چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم

ایوان نجف عجب صفایی دارد
اری
تو همین شب ها از خدا بخواهید که کربلاتون امضا بشه
ان شااالله





لطف تو یارب! ازل است و ابد
این منم و این گنه بی‌عدد
روی سیه، بار خطا، فعل بد   
نمی‌زنی به سینه‌ام دست رد    یا واحد یا احد یا صمد
تشنـه لبم آب حیاتم بده   
 غرق گنـاهم حسناتم بده
از کرم خویش نجاتم بده   
 اگرچه باشدگنهم بی‌عدد   یا واحد یا احد یا صمد
بنده ولی بنـده شرمنده‌ام   
 رو سیه و زار و سرافکنده‌ام
باز به سوی تو پناهنده‌ام    
 ای همه عفو تو فراترزحد    یا واحد یا احد یا صمد
آمده‌ام تا کـه قبولم کنی    
وصل به اولاد رسولم کنی
سائل زهرای بتولم کنی     
جزکرمت هیچ ندارم سند   یا واحد یا احد یا صمد
مرا به قرآن پیمبر ببخش  
به اشک صدیقه ‌اطهر ببخش
به آخرین نماز حیدر ببخش  
که بوده ذکرم همه حیدرمدد  یا واحد یا احد یا صمد
عبـد فراری‌ام که برگشته‌ام  
غرق به خوناب جگر گشته‌ام
ببین به کار خویش سرگشته‌ام  
آخر کارم به کجا می‌رسد؟   یا واحد یا احد یا صمد
من که گنه‌کارترم از همه    
ز آخر کار خود کنم واهمه
به پهلوی شکسته فاطمه     
ببخش ورنـه آبرویم رود     یا واحد یا احد یا صمد

 



گرفته حال دلم در هوای مادر زهرا
دو دیده ام شده باران برای مادر زهرا

هر آنچه دختر پاک و هر آنچه مادر خوب است
فدای مادر زینب ، فدای مادر زهرا

کریمه ی قم و حتی کریم شهر مدینه
کرم کنند به عالم به جای مادر زهرا

من آمدم که خدیجه دوباره واسطه باشد
میان عبد سیاه و خدای مادر زهرا

شبیه طفل یتیمی که غرق گریه ی خویش است
دلم شکسته به بزم عزای مادر زهرا

قسم به چادر خاکی که من پناه ندارم
به جز عبای پیمبر ، عبای مادر زهرا


ما به میهمانی آمده‌ایم...

ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.

سفره‌ای که به وسعت بخشندگی خداست پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگیم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشیم.

میگن میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از این که دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هاشه و نعمتهاشو براشون تمام و کمال سر سفره میاره.

تا که باشیم و چه باشیم و...

«  گــــر گـــدا کاهل بُوَد   ***   تقصیر صاحبخانه چیست؟ »

رمضان یک تحولِ ، تحولی از خویش به او ، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیمشون و پیداشون کنیم واژه ی اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم.

به مرحمت خدا در روزها و شبهای رمضان، وزنه های سربی معصیت و دنیاخواهی که زمین گیرمان کرده و حس پرواز در ملکوت خدا را از ما گرفته باز میشه، ولی مشکل اینجاست که بعضی از ما پرواز کردن را فراموش کرده‌ایم، ولی نباید نا امید بود،

چون خودش گفته هر که هستی و هرچه هستی منم که از مادر بهت نزدیکترم و مادر هرچه هم که فرزندش اذیتش کنه محبتش نسبت بهش کم نمیشه...

وقتی در ازل به ندای « أَلَسْتَ »، « قَالُواْ بَلَى» گفتیم و قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید.

و خدایا:

« لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ »

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی  بخشنده ی بی عوض و منت...


گاهی اوقات ویه زمانی پدر ومادر برای اینکه فرزندانشون عاقبت بخیر بشوند

ان ها را می سبارند به اهل بیت

یا بیمه اهل بیت می کنند

یا مثل حضرت زکریا خادم اهل بیت میکنند

و...

این یعنی مهربانی پدر ومادر نسبت به فرزندانش

اری گاهی اوقات داستانی ااز معجزات اهل بیت می شنویم

خیلی زیاد هستند ان شاالله سر فرصت طلب شما برای بنده حقیر

اما امسال که جامانده اربعین امام حسین بودم کسی بودم که تا پای اتوبوس رفتم اما...نشد ه بشه

ولی اهل بیت کاری کردن که هرگاه گنبد اهل بیت رو می دیدند بیاده بنده حقیر می افتن

نمیدونم چرا پدر ومادر می گفتند که وقتی به گنبد حضرت عباس نگاه می کردیم بیادت بودیم

اونجا بود که پدر و مادرم منو به حضرت عباس  می سپارند

اری عاقبت بخیری یعنی اینکه پدر ومادرت تو را به علمدار بسبارند

                                                  علمدارم تولدت مبارک



                                             پدر جانبازم روز شما هم مبارک



بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .