عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

عمار رهبرم

یا زهرا سلام الیها

عمار رهبرم

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۲:۰۵ - جناب قدح
    سلام
  • ۲۰ شهریور ۹۷، ۰۰:۰۱ - حوا بانو
    تسلیت

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است




مادر یعنی عشق، مادر یعنی زندگی، مادر یعنی نوازش، مادر یعنی شمع، مادر یعنی پروانه مادر، مادر یعنی سکوت پر معنی ایثار و گذشت، مادر یعنی غزل زیبای محبت، و در یک کلام…؛ مادر یعنی شگفتی خلقت!

ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده‌ام سازد.


مادرم، معناى محبت را در چشمانت خوانده‏ام، مفهوم گذشت را در وجودت دیده‏ام و تپش قلبت را براى خود یافته‏ام.

روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد.

مادر عزیزم، از صمیم قلب دوستت دارم .


عمار رهبرم



اربابم حسین

در آخرین شب جمعه ی امسال سجده کن


یک سال به عمرِ نوکریِ ما اضافه شد

گذر_تک_تک_این_ثانیه_های_عمرم

به_قدیمی_شدن_نوکریت_می_ارز

عمار رهبرم




آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را ،

و دریایى غرق نمی کند "موسى" را ؛

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند ...

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس ؛

به "تدبیرش" اعتماد کن ،

به "حکمتش" دل بسپار ،

به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمی بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...

عمار رهبرم


شنیدیم که حاج حسین می گفت

راهیان نور

نه قسمته

نه همت


فقط 💥دعوته...


و از زبان یک راهیان نوری اسفند ماه می خوانیم...:


چقدر دوست می داشتم نام شهیدی که

میزبانی این میهمانی ست را بدانم...


چقدر دوست می داشتم از بین رفقای شهیدم می فهمیدم

دل کدام را برده ام

یا

کدامشان دلشان برای غرق شدنم در دنیا سوخت

و طلبید مرا...


همت و باکری

یا خرازی و چمران


آوینی و دقایقی

یا قنبری و علم الهدی


حاتمی و متوسلیان

یا جهان آرا و دیالمه

یا شهید تورجی زاده و شهید زمانی

ابراهیم هادی و مطهری

یا هادی ذوالفقاری و رجایی


بهشتی و احمدی روشن

یا رضایی نژاد و ثابت نیا


شهید دفاع مقدس؟


شهید حزب جمهوری؟!


شهید ترور گروهک فرقان؟!


شهید راه علم؟!


یا شاید شهید مدافع حرم...؟


چه کسی واسطه فیض حضورم

در زیارتگاه فرشتگان

و میعادگاه عاشقان و عارفان

شده است؟!


نمی دانم...

عمار رهبرم