تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا سلام الیها


         بسم رب الحسین

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت

بگویم بنویسم

که چرا عشق به انسان نرسیدست؟

چرا آب به گلدان نرسیدست

چرا لحظه ی باران نرسیدست؟

و هرکس که در این خشکی دوران

به لبش جان نرسیدست

به ایمان نرسیدست

وهنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیدست

بگو حافظ دلخسته ز شیراز

بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست؟

دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد

زمین مرد و زمان بر سر دوشش

غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد

خداوند گواه است، دلم چشم به راه است

و در حسرت یک پلک نگاه است

ولی حیف نصیبم فقط آه است

و همین آه خدایا برسد کاش به جایی

برسد کاش صدایم به صدایی

عصر این جمعه ی دلگیر

وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته 

شود حس، تو کجایی گل نرگس؟

به خدا آه نفسهای غریب تو که آغشته

به حزنی است ز جنس غم و ماتم

زده آتش به دل عالم و آدم

مگر این روز و شب رنگ شفق یافته

در سوگ کدامین غم عظمی به تنت 

رخت عزا کرده ای؟ای عشق مجسم

که به جای نم شبنم

بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت

نکند باز شده ماه محرم که چنین

میزند آتش به دل فاطمه آهت

به فدای نخ آن شال سیاهت

به فدای رخت ای ماه

بیا صاحب این بیرق و این پرچم و

این مجلس و این روضه و این بزم تویی..

   ‌                  صل الله علیک یااباعبدالله


نظرات (۱)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .


دنبال کنندگان بیانی