عمار رهبرم

یا زهرا

عمار رهبرم

یا زهرا

عمار رهبرم

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .

آخرین نظرات


نامت آمد لحظه ای حال دلم  تغییر کرد
این غم بی انتها را واژه ها تفسیر کرد

بعد تو هر کس مرا باچشم یک بیچاره دید
توفقط یک آن نگاهم کردی و عمری دلم تغییرکرد

توغزال و من غزل خون از برای چشم تو
زود رفتی و مرادست اجل راضی به این تقدیرکرد

بعدتو هرشب غمی را چشم من پیمانه کرد
اشک های بی مهاباحلقه ای برگونه ام زنجیر کرد

ملک و الرحمن برایت خوانده ام حالا بخواب
قاب عکست خاطرافسرده ام را تاکمی تسکین کرد


در جوانی ریشه ام خشکید و یارم پرکشید
زود رفتی ونبودت پیکرم را در جوانی پیرکرد
#شاعر:عطیه نادریان
#نام شعر:تفسیر

عمار رهبرم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی