تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا



امروز هوای شهر یه جوری بود

 خیلیامون منتظر بارش بارون بودیم جالب بود تا قطره ای شروع به باریدن میکرد و دوباره قطع میشد با واکنش های جالبی رو به رو بودم 

اولین قطرات باران شروع کردن بعضیا که دور برم بودن میرفتن زیر چادر یا ترک میکردن میرفتن منزلشون ...

اما بودن که تا ته بنشینن که ایا هوا بارونی میشه یا نه

اینجا بود که رسم مهربونیش دیدم که اخرای شب اخرای سیزده بدر شروع به باریدن کرد 

نمیدونم ایا دل اسمون به من راه داره یا دل من به اسمون

که هردومون یهویی دلمون میگیره شروع به باریدن میکنیم 

خلاصه یادش بخیر یه زمانی منتظر سال نو بودیم والان چهاردهمین روز از بهار هستیم 

ای کاش قدر تک تک روزها و شب هامون بدونیم نزاریم هر لحظمون بیهوده بگذره که خدای ناکرده حسرت زمانای ازدست رفته رو بخوریم 

ومهربونی رو از هوای امروز اسمان یاد بگیریم 

ای کاش یادبگیریم همدیگر رو تازمانی که بارش باران به شر شر باریدن نکرد با یه قطره بارش باران نریم خونه هامون و قضاوت نکنیم که الان خیس میشیم 

ودر اخر یاد بگیریم عاشق باشیم و عاشق بمانیم و پای بند عشقمون تاابد باشیم تا عاشق نباشیم هیچ موقع خیلی چیزها رو یاد نخواهیم گرفت 



نظرات (۱)

  • kerman man
    دوشنبه ۱۴ فروردين ۹۶ , ۱۶:۳۶

    موفق باشی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .