تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یا زهرا


دوباره قطار دلم 

افتاد روی ریل جنوب...

بعضی از روزها انگار جزو عمر ما حساب نمی شوند...روزهایی که قبل از غروب آفتاب 

روبروی اروند نشسته ای...

این موج ها با تو میخواهند حرف بزنند

این صدا

صدای موج آب نیست

صدای کلنجار رفتن دریاست برای فاش کردن رازهایی که به چشمانش دیده...

و تو میبینی که آسمان اروند هم 

سنگینی می کند...

نماز را که خواندی 

باید بروی 

کاروان در حال حرکت است

و ناگزیر باید بروی

دلت را جا می گذاری 

کنار یادمان شهدای گمنام اروند 

و می گویی

من این دل را به امانت کنارتان می گذارم

و می روم...

دلاوران دریا دل مراقب دلم باشید

من به شهری برمیگردم

که کمتر امانت داری چون شما را دارد

به شهری که من می روم 

کمتر پیدا می شود

کسی که به آب خروشان اروند خشمگین بزند

و طناب را رو به ساحل رها کند 

به امید آنکه مهدی فاطمه(عج) انتهای طناب را می گیرد...

من به شهری بر میگردم

که امام غایبش غریب است

ادبیات شهر من با ساحل اروند متفاوت است...


امسال هم می آیم و عطر حضور شهدای اروند را استشمام می کنم 

به شرط دعوت شهدا...


نظرات (۱)

  • فرشته ...
    يكشنبه ۱ اسفند ۹۵ , ۲۰:۳۰
    چقدر دلم تنگ شد.
    فرودین عزیز نزدیکه...خدا کنه بازم طلبیده بشم.
    ممنونم
    یاعلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

بسم رب الحسین
من ان عاشق دیوانه حسین را دوست میدارم
من ان عبد گناه کارم حسین را دوشت میدارم
من ان چهره دل خونم حسین را دوست میدارم
وقتی که سخنان رهبرم رو می شنودم که می گوید این عمار تنم به لرز می افتد می فهمم که رهبرم هنوز که هنوزه عمار ندارد
ای کاش زمانی فرار رسد که فریاد انا بقیه الله رو بشنویم .